نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵ مجد همگر

مجد همگر / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صاحب عصر شمس دولت و دین

ای به تو زنده جان اهل هنر

آن مدبر توئی که در تدبیر

فلک از خط تو نتابد سر

حکم تو امهات را حاکم

رای تو آفتاب را رهبر

هر کجا از سخا سخن رانند

نام میمون تست سر دفتر

هر کجا کز عطا حدیث رود

دست در پاش تست نام آور

در زمین دیر ماند خواهی ازان

که توئی منفعت رسان بشر

دین پناها به دین و دانش و داد

که فرومانده ام چنین مضطر

کاین سخن را به جهد دادم نظم

گرچه چون بحر و کانم از گوهر

خرده ای صوفیانه خواهم گفت

وان به جز محض یکدلی مشمر

وعده ای داده ای به لطف مرا

از سر وعده رهی مگذر

به خدائی که ناظر همه اوست

که زمن بنده بر مدار نظر

بنده را بس خریده ای به حطام

بنده ای را چو من به جاه بخر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و تمجید از شخصیتی بزرگ و تاثیرگذار در عصر شمس اشاره دارد. شاعر با زبان دلنشین و استعارات زیبا، از تدبیر و حکمت آن فرد سخن می‌گوید و او را به‌عنوان منبع خیر و برکت برای اهل هنر و بشر معرفی می‌کند. تأکید بر سخاوت و عطاهای او نیز در متن به روشنی مشهود است. همچنین، شاعر از ولایت و دانش او به عنوان پناهگاهی برای دین و بشریت یاد می‌کند و در نهایت، از وعده‌های آن شخص به خود یادآور می‌شود و تلاش دارد تا محبت و دوستی‌اش را جلب کند. به طور کلی، این شعر حاکی از ارادت و عشق عمیق شاعر به آن شخصیت بزرگ است.