شمارهٔ ۸۵ مجد همگر
مجد همگر / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز غبن هدهد میمون که شد متابع زاغ
ز رشک ملک سلیمان که شد مسخر دیو
به گوش معنی بشنو که هر دمی صد بار
شهان سلغری از خاک برکشند غریو
کجاست آصف تا نوحه گر شود بر ملک
که بر و بحرش بی کد خدای ماند و خدیو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، به تحولات و ساز و کارهای طبیعی و اجتماعی اشاره شده است. هدهد به خاطر نیرنگی که کرده، دچار غبنی میشود. همچنین، در اثر حسادت به ملک سلیمان، دیو ناشی از آن به مسخرگی کشیده میشود. شاعری که در مورد حکومتهای سلغری صحبت میکند، میگوید که هر روز صد بار از خاک بر میخیزند. در اینجا، سؤال از آصف (وزیر سلیمان) میشود که چرا وجود ندارد تا حاکمیت را نجات دهد، چرا که دریا و سرزمینها بدون خداوند و حاکم واقعی بیپناه ماندهاند.