نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۶ مجد همگر

مجد همگر / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

حیات بخشا چرخم ز غبن خواهد کشت

به تیغ کین من از چرخ کینه خواه بخواه

سیه دلی دل شه بر رهی گران کرده ست

بیان جرم من از خصم دل سیاه بخواه

به صد دلیل شود روشنت که بی جرمم

ز من دلیل بجو یا ازو گواه بخواه

حوالت گنه ار برمن است هم سهل است

شفیع بنده توئی عذر آن گناه بخواه

همه مراد تو جوید شه جهان ز خدا

تو از برای خدا بنده را ز شاه بخواه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و پیچیده انسانی می‌پردازد. شاعر از ظلم و کینه‌ای که بر او رفته صحبت می‌کند و در عین حال از خداوند درخواست می‌کند که به او یاری رساند. او به این نکته اشاره دارد که علی‌رغم گناهانش، شایستگی عذرخواهی و بخشش را دارد و به شفاعت خداوند در روز قیامت امید دارد. در نهایت، او از خداوند می‌خواهد که حامی و یاری‌گر او در برابر ظلم‌ها باشد و بنده‌اش را مورد لطف و بخشش قرار دهد.