شمارهٔ ۱۱ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما را به همه عمر سلامی نکند دوست
تمکین درودی و پیامی نکند دوست
آید بر ما گه گه از روی ترحم
بنشیند و بسیار مقامی نکند دوست
صد عشوه و صد نادره و بذله بگویم
در پیش من آغاز کلامی نکند دوست
من بسته میان خدمت او را و مرا هیچ
یک روز گرامی چو غلامی نکند دوست
کرده ست مرا بنده و بس در عجبم من
کین بنده مسکین را نامی نکند دوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره خشم و ناامیدی شاعر از دوستش است که هیچگونه توجهی به او ندارد و حتی یک سلام ساده نیز به او نمیکند. شاعر از اینکه دوستش هیچ پیامی به او نمیرساند و به او اهمیت نمیدهد، ناراحت است. او توصیف میکند که با وجود تمام تلاشهایش برای جلب توجه دوست، هیچ پاسخ یا بیانی از او نمیبیند. شاعر خود را بهعنوان بندهای میبیند که هیچ ارزشی برای دوستش ندارد و این موضوع او را در شگفتی و اندوه فرو برده است.