نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ - به التماس دوستی گفته سید حسن غزنوی

سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کیست از دوران خونبارش دل صد پاره نیست

همچو آبی گرد نا اهلیش بر رخساره نیست

هیچ عاشق دیده خوش در وجود

کز رقیب دیدها سوی عدم آواره نیست

ای رفیقان عالم ترکیب اضداد است از آنک

بوی گل بی خار و رنگ لاله بی رخساره نیست؟

بالغه گر می کند دنیایتان تن در دهید

هیچ دلوی نیست در عالم که هر دم پاره نیست؟

چشمشان چون دید حس بر آسمان انداخت آز

بوالعجب شمعی که بی‌خاصیتش دواره نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی رنج و دردهای عاشقان پرداخته است. شاعر بیان می‌کند که در دوران‌های سخت و پرخون هیچ کسی دلش سالم نیست و همه زخم‌های عاطفی را تجربه کرده‌اند. او به این نکته اشاره دارد که عشق واقعی در وجود کسی نمی‌تواند بدون درد و رنج باشد. همچنین، شاعر به تضادهای زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ چیز زیبا بدون چالش و سختی وجود ندارد. در نهایت، او از قدرت عشق سخن می‌گوید و به این نتیجه می‌رسد که عشق در تمامیت خود حاوی محتوا و ارزش است، حتی اگر در لحظاتی بی‌خاصیت به نظر برسد.