شمارهٔ ۱۴ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
کریمی کو که در عالم زبون نیست
اسیر و عاجز این چرخ دون نیست
عروس بخت را گر زیوری هست
در این نه حقه آیینه گون نیست
اگر این است هستی ها که دیدم
درین کان هیچ نقدی نیست چون نیست
حسن بگذارد نیا را همان گیر
که این کژدم در این طاس نگون نیست
دو عالم را فراخائی بپندار
که از کنج دل تنگت برون نیست
که در ملک اجل سوی زمانه
بدین تنگی بدین کویت درون نیست
فلک گر نافه ای گردد پر از مشک
اگر رنگست آن جز رگ خون نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساس ناامیدی و بیثمری زندگی میپردازد. شاعر اشاره میکند که در دنیای مادی و ناپایدار، هیچ چیزی واقعی و ارزشمند نیست. او به این نکته اشاره میکند که اگر خوشبختی و زیبایی وجود دارد، در این دنیا به راحتی قابل درک نیست. همچنین تأکید میشود که دنیا و زندگی پر از تنگناها و مشکلات است و هیچ چیز واقعی و پایدار وجود ندارد. در نهایت، شاعر با ناامیدی به سرنوشت و زمانه نگاه میکند و میگوید که حتی اگر عالم پر از زیبایی و خوشی باشد، این زیباییها در برابر واقعیت تلخ زندگی بیمعنا هستند.