نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ سید حسن غزنوی

سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ماهیست کز آن روی چو ماهت خبرم نیست

وان چهره زیبای تو پیش نظرم نیست

همچون گل در خاکم و چون شکر در آب

زان غم که ز رخسار و لبت گل شکرم نیست

بر گردون ظفرم هست ولیکن

بر تو که دل و دیده و جانی ظفرم نیست

زرین کمران پیشم هر چند بپایند

چه سود که از دست تو سیمین کمرم نیست

گفتی که ترا باد گران هست خوش و نوش

طعنه مزن ای دوست چو دانی اگرم نیست

داند به کرم عهد و وفای تو که امروز

جز آرزوی روی تو کار دگرم نیست

بهر تو چو دیده که مقیم است و مسافر

ره میروم و گوئی عزم سفرم نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و غم‌های شخصی شاعر می‌پردازد. شاعر به زیبایی معشوقه‌اش اشاره کرده و بیان می‌کند که به رغم زیبایی‌ها و موفقیت‌هایی که دارد، هنوز بدون عشق او احساس کمبود می‌کند. او خود را مانند گلی می‌بیند که در خاک است و نگران این است که از زیبایی معشوق خبری ندارد. شاعر همچنین به این نکته اشاره می‌کند که باوجود داشتن نعمت‌ها، هیچ‌یک از آن‌ها برایش اهمیت ندارد چون معشوق در کنارش نیست و همچنان در آرزوی دیدار او به سر می‌برد. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که برای معشوقش حاضر است راه دشوار سفر را طی کند، حتی اگر در انتهای مسیر چیزی از عشق او نصیبش نشود.