شمارهٔ ۲ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
هوای وصل جانانم گرفتست
غم دلبر دل و جانم گرفتست
دل و دلبر نمی بینم چه دانی
که چون سودای ایشانم گرفتست
چگونه در کشم دامن ز عشقش
که دست دل گریبانم گرفتست
چگونه گل چنم از باغ وصلش
که از خارش گلستانم گرفتست
دل از صبر ارچه می گریم نه ننگست
ره وصل ارچه می دانم گرفتست
ازینم پاره نومیدی آمد
که در دشواری آسانم گرفتست
مگر پیدا نمی آمد غمش زانک
نشاط مدح سلطانم گرفتست
ملک بهرام شاه آن گنج رحمت
که در دشواری آسانم گرفتست
بحمدالله که شکر نعمت او
همه پیدا و پنهانم گرفتست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلدادگی شاعر به محبوبش است. او احساسات عمیق خود را بیان میکند و میگوید که عشق او را غمگین کرده و در وجودش حسرت و درد به وجود آورده است. شاعر به تلاش برای وصال محبوب اشاره میکند و میگوید که دلش درگیر عشق است و نمیتواند از آن رهایی یابد. او همچنین به وجود دشواریها و چالشها در مسیر عشق اشاره میکند، اما در عین حال از خوشحالی و شکرگزاری به خاطر نعمتهای زندگیاش نیز سخن میگوید. در نهایت، عشق او را در این دنیا قویتر کرده و به او قدرت میبخشد.