شمارهٔ ۶۵ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای آرزوی دیدهٔ بینا چگونهای؟
وی مونس دل (من) تنها چگونهای؟
از ناز و نازکی اگر اینجا نیامدی
باری یکی بگوی که آنجا چگونهای
دُرّ است صورتِ تو و دریاست چشمِ من
ای دُرِّ دورمانده ز دریا، چگونهای؟
دل هدیهٔ تو کردم، آن را نخواستی
جان تحفه میفرستمت، این را چگونهای؟
ای نور چشم مهر و گل بوستان حُسن
ما بیتو در همیم تو، بیما چگونهای؟
از وصل تو که نیست دریغا در آتشم
در هجر من که هست مبادا چگونهای
ما خود جهان گرفتیم از پیش عاشقی
در سلسله، تو ای دل شیدا چگونهای؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر حال و احوال شاعر و احساسات عمیق او نسبت به معشوقش است. شاعر با ناز و دلخوری از معشوق یاد میکند و از او میپرسد که در غیابش چگونه است. او به زیبایی معشوق اشاره کرده و در عین حال از دوری و هجران ناراحت است. شاعر میگوید که دل و جانش را به معشوق تقدیم کرده، اما او نخواسته و این وضعیت برایش دردناک است. او همچنین به این نکته اشاره دارد که بدون معشوق، زندگیاش دچار آشفتگی شده و در پی وصال اوست.