نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳ سید حسن غزنوی

سید حسن غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای گوهر کیمیای شاهی

آرایش تخت و بارگاهی

بهرام زمین توئی که در رزم

بهرام سپهر را پناهی

خندان ز تو باغ شهریاری

تابان ز تو فر پادشاهی

جود تو امان بی نیازی

عفو تو ضمان پر گناهی

ای رفته ز یمن رایت تو

دیده به حمایت سیاهی

آسوده هزار بار خورشید

درسایه سایه الهی

گردون همه آن کند که گوئی

دولت همه آن دهد که خواهی

از جوشن خصم خفته گردد

تیر تو چو خارهای ماهی

بر دعوی آنکه چون توئی نیست

سیمای تو می دهد گواهی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل درباره‌ی والایی و زیبایی شخصیت پادشاهی است که به عنوان یک گوهر و کیمیا توصیف می‌شود. این پادشاه نه‌تنها در جنگ‌ها قدرت و شجاعت دارد، بلکه به عنوان حافظ و حمایت‌گری برای مردم خود نیز شناخته می‌شود. باغ و زندگی مردم از وجود او شاداب و روشن است و بخشندگی و عفو او، نشانه‌ای از قدرت بزرگش است. در نهایت، غزل به این نکته اشاره دارد که هیچ‌کس مانند او در دنیای پادشاهی وجود ندارد و زیبایی و عظمت او در چهره‌اش مشخص است.