نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱ - تجدید مطلع حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / قصاید / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

به وصفت اگر خامه لب تر نماید

تحکّم به خضر و سکندر نماید

رواق جلال تو شأن بزرگی

به این کاخ فیروزه منظر نماید

کند خاک خجلت به سر، بحر و کان را

کَفَت بس که ایثار گوهر نماید

نسیمی که خیزد ز گلگشت کویَت

دماغِ خرد را معطّر نماید

گر از باغ خلق تو یک رَه شمیمی

گذاری به این خاک اغبر نماید

مزاج هوا را کند عنبرآسا

بسیطِ زمین، مشکِ اذفر نماید

به خون دل کبک سرمست غافل

گر لاله در کوه محضر نماید

پر و بال شاهین فرو ریزد از هم

چو حکمت اشارت به صرصر نماید

بدرد دل نه فلک را نهیبش

خم تیغت آن دم که جوهر نماید

سپهر دغاگر به چنگال قهرت

چو موشی به چنگ غضنفر نماید

عدوی تو ز آسودگی رنج بیند

به سرِ نرگسش کارِ شِش پَر نماید

کمر بشکند، محور آسمان را

اگر کوه حلم تو لنگر نماید

نماید به هر خشک و تر بس که ریزش

کفت ابر را زار و مضطر نماید

شها، شهریارا خرد در ثنایت

چه حاصل به فکر محقّر نماید؟

ندارد دل عاشقان طاقت آن

که در سینه، مهر تو مضمر نماید

ندارم ثنایی سزاوار ذاتت

مگر وصف شأنت پیمبر نماید

گشاید اگر بال شهباز شوقم

کم از صعوه، این هفت منظر نماید

تو دانی که دنیا کم از برگ کاهی

به چشم حزین قلندر نماید

همین از تو خواهد که یک بار دیگر

زمین بوسِ درگاه حیدر نماید

نگوید دگر بیش از این با ضمیرت

که آیینه را، دم مکدّر نماید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در وصف بزرگی و عظمت شخصیت مخاطب سروده شده است. شاعر با استفاده از تلمیحات و تشبیهات زیبا به ویژگی‌های او اشاره می‌کند و به تأثیرات مثبتی که در دنیا و طبیعت دارد، می‌پردازد. او بر این نکته تأکید می‌کند که عشاق و دل‌باختگان نمی‌توانند به خوبی عشق و ارادت خود را نسبت به این بزرگوار ابراز کنند و احساساتی فراتر از بیان ساده دارند. شاعر همچنین بر ناتوانی خود در وصف شایستگی‌های این شخصیت تأکید می‌کند و می‌گوید که هیچ وصفی نمی‌تواند حق او را به جا آورد. در نهایت، از او درخواست می‌کند که فرصت دیگری را برای ظهور و دیده شدن بزرگی‌اش فراهم کند.