قصاید — حزین لاهیجی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۲ - در توحید باری تعالی — غیر، نفی غیرت یکتای بی همتاستی
- شمارهٔ ۷ - در مدح حضرت امیر مؤمنان — ای موی تو را غالیه سا عنبر سارا
- شمارهٔ ۵ - در مدح حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله — مرغ شب پیشتر از آنکه برآرد آواز
- شمارهٔ ۶ - در مدح حضرت رسول اکرم(ص) — از چاک سینه چون جرس آوا برآورم
- شمارهٔ ۱ - نیایش و عرض شکوی — پرتو روی تو را نیست جهان پرده دار
- شمارهٔ ۳ - در مدح حضرت رسول اکرم — پیوند بود با رگ جان خار ستم را
- شمارهٔ ۸ - تجدید مطلع — ای نفس کجا بود تو را مولد و منشا؟
- شمارهٔ ۴ - در وصف حضرت رسول اکرم(ص) — جان تازه ز تردستی ابر است جهان را
- شمارهٔ ۱۲ - تجدید مطلع — گردی ز آستان تو یا مبدء النعم
- شمارهٔ ۱۱ - تجدید مطلع — ای نور دیده را به غبار تو التجا
- شمارهٔ ۹ - در مدح حضرت امیر مؤمنان (ع) و شکوه از غربت — آمد سحر ز کوی تو دامن کشان صبا
- شمارهٔ ۱۴ - در مدح امیر مومنان حضرت علی بن ابیطالب — در زیر لب آوازه شکستیم فغان را
- شمارهٔ ۱۰ - تجدید مطلع — کای آستان قصر جلال تو عرشسا
- شمارهٔ ۱۳ - و نیز در مدح آن بزرگوار (ع) — یک پرده نشید است صلا گوش اصم را
- شمارهٔ ۱۶ - در مدح امیر مؤمنان (علیه السلام) — بریده لذّت دردت ز دل تمنّی را
- شمارهٔ ۱۵ - در مدح حضرت علی بن ابیطالب امیر مؤمنان — با همه سیلی که شسته روی زمین را
- شمارهٔ ۱۷ - در مدح حضرت امیر مومنان علیه السلام — شد جان و هوش و صبر و خرد را ز کار دست
- شمارهٔ ۱۸ - تجدید مطلع — آلودهای به خون من جان نثار دست
- شمارهٔ ۱۹ - در منقبت حضرت امیر مؤمنان (ع) — زان پیش کز فراز در هفت خوان صبح
- شمارهٔ ۲۳ - در مدح حضرت علی بن ابی طالب (ع) — چون شست غمزهٔ تو گشاد کمان دهد
- شمارهٔ ۲۲ - در توصیف شعر خود و مدح حضرت امیرمؤمنان (ع) — آنجا که خامه، شکّر گفتار بشکند
- شمارهٔ ۲۴ - شکایت از زندگی در هند و مدح حضرت امیر مؤمنان (علیه السّلام) — با همه دعوی اسلام چو اصحاب سعیر
- شمارهٔ ۲۱ - مدح امیر مؤمنان (ع) — غم چو در سینه لنگر اندازد
- شمارهٔ ۲۰ - مدح حضرت امیر مؤمنان (ع) — زین ششدرم چو بال فشانی دهد گشاد
- شمارهٔ ۲۷ - در مدح حضرت امیر مؤمنان علیه السلام و عرض شکوا — آن طایر قدسم که چکد خون ز صفیرم
- شمارهٔ ۲۶ - در مدح حضرت امیر مومنان و یاد وطن و رنج عربت — مژده یاران که ازین منزل ویران رفتم
- شمارهٔ ۲۵ - مدح و منقبت حضرت مولی الموالی علی بن ابیطالب (ع) — مشکینه طرّه ای به شب عنبرین لباس
- شمارهٔ ۳۰ - در مدح و منقبت امیر مومنان علیه السلام — ای نگاهت به صید دل، بازی
- شمارهٔ ۳۲ - در مدح حضرت علیّ بن ابیطالب علیه السلام — نظر کن در سواد صفحه ام تا گلستان بینی
- شمارهٔ ۳۱ - در ثنای حضرت امیر مؤمنان علی بن ابیطالب (ع) — زده ام طبل عشق و رسوایی
- شمارهٔ ۲۹ - در مدح امیر مؤمنان علیه السلام — دل فلک معنوی است، عقل رصددان او
- شمارهٔ ۲۸ - در منقبت حضرت امیر مومنان علیه السلام و آرزوی نجف اشرف — می رسدم از سخن رایت جم داشتن
- شمارهٔ ۴۰ - در پاسخ کسی که برای او قصیده ای سروده، گفته است — ای به طبع تو افتخار سخن
- شمارهٔ ۳۸ - تجدید مطلع — تا دیده ز دل، نیم قدم ره به میان است
- شمارهٔ ۳۴ - در مدح حضرت ثامن الائمه علی بن موسی الرضا — خوش آنکه دل به یاد تو رشک چمن شود
- شمارهٔ ۳۶ - در مدح حضرت امام عصر (عج) — تا در چمن این سرو برازنده چمان است
- شمارهٔ ۳۳ - در مدح حضرت علی بن موسی الرضا — قول و عمل زشت و نکو گرچه قضا کرد
- شمارهٔ ۳۵ - وصف بهار و مدح حضرت امام رضا علیه السلام — دل شاد را جمع، ساغر نماید
- شمارهٔ ۳۷ - توسل به حضرت بقیه الله امام عصر(عج) — در صبح عارض از خط مشکین نقاب کش
- شمارهٔ ۳۹ - در منقبت و توسّل به حضرت ولی عصر (عج) — نی خامه دارد سر خوش نوایی
- شمارهٔ ۴۵ - این قصیده را به طریقهٔ خاقانی سروده است — ای پرتو جمال تو را مظهر آفتاب
- شمارهٔ ۴۲ - تجدیدِ مَطلَع — آمدی چون تو من بی سر و سامان رفتم
- شمارهٔ ۴۳ - در مدح حضرت احمد بن موسی الکاظم علیه السّلام — از یمن سرفرازی مدح خدایگان
- شمارهٔ ۴۱ - تجدید مطلع — به وصفت اگر خامه لب تر نماید
- شمارهٔ ۴۴ - قصیده در پند و اندرز — ای دل لباس عاریتی از جهان مخواه
- شمارهٔ ۴۷ - در توصیف خود سروده است — بنده ام، مسکنت سرای من است
- شمارهٔ ۴۶ - قصیده در پند و اندرز و بی وفایی دنیا — هر چند که دنیاست رَه و ما همه راهی
- شمارهٔ ۴۸ - در بیان حال خود و نصیحت — چشمم گشوده است در فیض نوبهار
- شمارهٔ ۵۰ - به یکی از آشنایان خود نوشته است — کشور هند که بادا بری از خوف و خلل
- شمارهٔ ۴۹ - در شکایت از روزگار — نبندی دل ای بخرد هوشیار
- شمارهٔ ۵۱ - خطاب به یکی از سخیفان و فرومایگان — تا گشت عدل و رای تو معمار روزگار