شمارهٔ ۱۳۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از زلف تو داریم پریشانی خود را
وز آینه ی روی تو حیرانی خود را
دیگر چومن امروز به شیرین سخنی نیست
از لعل تو دارم گهر افشانی خود را
جایی که اثر نیست، فغان هرزه دراییست
دل باکه سراید غم پنهانی خود را؟
تنها بگدازیم من و شمع وگر نه
دارد همه کس، فکر تن آسانی خود را
بزمی که حزین تو در آن گرم سخن شد
ظاهر نکند شمع، زبان دانی خود را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات شاعر نسبت به زیبایی و محبت معشوقش میپردازد. شاعر از پریشانی و حیرت خود ناشی از زلف و چهره محبوب سخن میگوید و تأکید میکند که دیگر تمایلی به حرفهای شیرین ندارد، زیرا تمام توجه او معطوف به زیبایی معشوقش است. او به دلایلی که در جایی که اثر و نشانی نیست، فریادهای بیهوده را بیمعنا میداند. در انتها، شاعر به تنهایی و عمق احساسات خود اشاره میکند و میگوید که اگر او و شمعی که در کنار هم هستند، تنها بمانند، دیگران نیز بیتوجه و در فکر راحتی خود خواهند بود. این شعر تجربههای عاطفی و تأملات شاعر را در عشق و زیبایی به تصویر میکشد.