شمارهٔ ۲۷۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
تن سختی کشم نزار دل است
کمر کوه زیر بار دل است
دل از آن طرّه در پریشانی است
سر این فتنه در کنار دل است
نکند ناوک دعا اثری
گره مدّعا، به کار دل است
چشم تا کار می کند ما را
گل اشک است و نوبهار دل است
چمن عشق را خزانی نیست
گل پاینده، خار خار دل است
عرق شرم ابر، از دریاست
دیده تا هست شرمسار دل است
صف دشمن، زبان بسته شکست
لب خاموش ذوالفقار دل است
می گدازد چو رشتهٔ گوهر
ناتوانی که زیر بار دل است
ز دم، آیینه پاس دار حزین
نفس پاک هم غبار دل است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان درد و رنج دل پرداخته و احساسات عمیق و پیچیدگیهای روحی را توصیف میکند. شاعر از سختیهای جسمی و عاطفی اشاره میکند و دل را به عنوان مرکز این مشکلات میداند. او به پریشانی دل، ناامیدی در دعا، و تلاشهای بینتیجه اشاره میکند. عشق را به چمنی پایدار و خاری دردناک تشبیه میکند و به شرم و حسرتی که دل را آزار میدهد، میپردازد. در انتها، شاعر به دلی خاموش و ناتوانی از تحمل بار سنگین احساسات اشاره میکند. به طور کلی، شعر نمایانگر غم و پیچیدگیهای عاشقانهای است که دل با آنها دست و پنجه نرم میکند.