نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۵ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

غرور ناز با کوه تحمّل برنمی‌آید

به خودداری من سیل تغافل برنمی‌آید

نه آن مرغ است دل، کآسان گذارد آشیان خود

به افسون از خم آشفته کاکل برنمی‌آید

بود هرچند گوش نغمه‌سنجانِ چمن سنگین

صفیر زاغ با گلبانگ بلبل برنمی‌آید

به صحرا گر نمایی چهره، رو پنهان کند لاله

به گلشن گر گشایی زلف، سنبل برنمی‌آید

نمی‌گردد به مستی آشنا چون پاس مستوری

تغافل‌پیشهٔ من، با تجمّل برنمی‌آید

قد خم دیده‌ام، پر دیده طوفان حوادث را

کند هرقدر طغیان، سیل با پل برنمی‌آید

حزین از خامه‌ات گل کرده سامان سیه‌بختی

ز خجلت بلبل مخمور آمل برنمی‌آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی دشواری‌های زندگی و تضاد بین غرور و حقیقت است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که یکی از عوامل مهم در تحمل مشکلات، خویشتنداری و عدم غرور است. او به ضعف‌ها و ناتوانی‌هایی که ممکن است در زندگی پیش بیاید، اشاره می‌کند و به نوعی به ناامیدی و غم در زندگی می‌پردازد. به‌خصوص، شاعر به مقایسه‌های زیبایی‌شناسانه در طبیعت اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی زیبایی‌ها و ظواهر هم نمی‌توانند مانع از بروز مشکلات و چالش‌ها شوند. در نهایت، نتیجه‌گیری این است که در زندگی، با وجود زیبایی‌ها و جذابیت‌ها، نیاز به آگاهی و پذیرفتن واقعیت‌ها داریم.