شمارهٔ ۳۳۷ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نخست از عاشقان بی جرمی آن نامهربان رنجد
به این زودی چرا کس رنجد و از دوستان رنجد؟
نخواهم پاکشیدن از سر کویت به صد خواری
کجا دل خوش کند گر عندلیب از گلستان رنجد؟
ز منع اختلاط غیر گشتی سرگران، آری
غرور حسن بی پروا، ز عشق بدگمان رنجد
بنازم سرفرازیهای آن سرو سهی قد را
که گر سر را نهد بر پایش، از آب روان رنجد
نظر دزدیده روشن می کنم زان جلوه گه، گاهی
مباد از دیدهٔ من آن غبار آستان رنجد
زبان گر یک نفس خامش کنم، دل می کند یادت
گر از یادت دمی غافل شوم، از دل زبان رنجد
حزین ، آزرده دارد بی کمالان را نوای تو
دل زاغ و زِِغن از طوطی شیرین زبان رنجد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از عشق و درد ناشی از دوری معشوق سخن میگوید. او از بیمهری و رنجی که از سوی معشوق به عاشقان بیگناه میرسد، گلایه دارد. او نمیتواند از عشق خود دست بکشد و از خالی بودن دلش از یاد معشوق سخن میگوید. شاعر به زیباییهای معشوق اشاره میکند و نشان میدهد که حتی اگر معشوق خود را از او دور کند، هنوز هم عشق و یادش در دل او باقی میماند. او به درد و رنجی که عشق به او میدهد اشاره میکند و تأکید میکند که این احساسات نشاندهنده عمق عشق اوست. در نهایت، شعر با نوای دلانگیز و آرامش بخش معشوق و تأثیر آن بر دل شاعر پایان میگیرد.