نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۵ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جایی که از سپند نگردد فغان بلند

ما را بود چو شعلهٔ آتش، زبان بلند

بال و پری کجاست که با همّت رسا

پرواز گیرم از سر این خاکدان بلند؟

درگلشنی که بانگ صفیرم فکنده شور

بلبل ز خوی گل ننماید فغان بلند

با پستی سپهر نیامد فرو سرم

عنقا صفت فتاده مرا آشیان بلند

تا شد دلم به حلقهٔ گلدام زلف اسیر

شد شور محشر از قفس بلبلان بلند

رحم است بر درازی اندوه قمریان

پرواز پست و جلوهٔ سرو روان بلند

خوش می کشند دامن ناز این سهی قدان

دست ستمکشی نشود از میان بلند

خامش حبن که ناله به جایی نمی رسد

پست آفریده اند زمین، آسمان بلند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر درباره بلندی آسمان و محدودیت‌های زمین می‌پردازد. شاعر از فغان و شعله‌های درونی خود سخن می‌گوید و آرزوی پرواز از این دنیای مادی و پست را دارد. او به زیبایی و دردهای ناشی از عشق و جدایی می‌اندیشد و می‌گوید که در این جهان، حتی در بلندای آسمان نیز رنج و اندوه وجود دارد. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که با وجود ناله‌ها و گریه‌ها، نمی‌تواند به جایی برسد و در این دنیای پر درد، تنها دست سرنوشت است که او را به زمین و آسمان محدود کرده است.