شمارهٔ ۳۷۹ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
با چرخ سفله، همّت ما در نبرد بود
گر روزگار پشت نمی داد مرد بود
یک کس به غیر داغ به ما گرم برنخورد
تا بود همدمی به نفسهای سرد بود
چون زعفران، خزان من آمد بهار من
اکسیر شادمانی ما رنگ زرد بود
از یاد سرد مهریت افسرد در فراق
داغ دلم که انجمن افروز درد بود
ما آزموده ایم حزین ، کار روزگار
پاس وفا، تفاوت نامرد و مرد بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از مشکلات و سختیهای زندگی صحبت میکند و به این اشاره میکند که با وجود دشواریها و ناملایمات، تلاش و همت انسان در مبارزه با مشکلات اهمیت دارد. او به حس درد و داغ عاشقانهای که در دل دارد نیز اشاره میکند و از یاد سردیهای گذشته و فراق میگوید. در نهایت، شاعر به تجربههای خود در مواجهه با سختیها پرداخته و به تفاوت بین انسانهای وفادار و نامرد اشاره میکند.