شمارهٔ ۴۰۴ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
من شعله ام، به پیرهنم هر که خار کرد
در جیب من شکفته تر از گل، بهار کرد
هر خون که کرد چرخ چو مینا به کام من
بیرون ز دل به گریهٔ بی اختیار کرد
غافل زدیم آهی و از ما دلت گرفت
ز آیینه بی خبر نفس ما غبار کرد
در خون کشیم دامن رنگ شکسته را
راز درون پردهٔ دل آشکار کرد
گرد سر خیال تو گردم که از وفا
آسوده دیده و دلم از انتظار کرد
چون کبک مست، خنده به گلزار می زدم
افسرده ام فسردگی روزگار کرد
زین چشم تر حزین چمن آرای کیستی؟
ابر بهار را مژه ات شرمسار کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات و حالات درونی شاعر مربوط میشود. شاعر در این اشعار از درد ناشی از عشق و انتظار صحبت میکند. او خود را به شعلهای تشبیه میکند که در پیوند با پیرهنش، نشان از سوز و گداز عشق دارد. از شگفتیها و زیباییهای درون خود سخن میگوید که بیشتر از گلهای بهاری شکوفا شده است. همچنین، او به زخمهای عاطفی و عجز خود در برابر گردش زمان اشاره میکند که او را به گریه میاندازد. شاعر با تصویرهایی مانند کبک مست و غمگین به تأثیرات عشق و زندگی بر حالت روحی خود میپردازد و در نهایت به زیبایی و شکوه معشوقهاش اشاره میکند که حتی باران بهار را نیز شرمنده کرده است.