شمارهٔ ۵۲۹ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
از یاد شکّرخندهاش، تلخی هجران شد لذیذ
زان لب به کام زخم ما، شور نمکدان شد لذیذ
شد خوشگوار از جلوه اش نقد دل و جان باختن
با ترک تاز غمزه اش، تاراج ایمان شد لذیذ
آن لعل عیسی دم مرا تا چاره جویی می کند
از دردمندی بیشتر، در عشق درمان شد لذیذ
خونم بحل کز دوریت این تشنهٔ دیدار را
آب دم شمشیر تو چون شیره جان شد لذیذ
بر سفرهٔ دهر دنی کز شکّرش زهر است به
خون دل و لخت جگر در کام مهمان شد لذیذ
با جشم مخمور تو شد، خون جگر خوردن حلال
از ناوک مژگان تو در سینه پیکان شد لذیذ
در کام من شهد سخن شیرین تر از جان شد حزین
طوطی طبعم را دهن زین شکّرستان شد لذیذ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت چهره معشوق اشاره میکند و بیان میکند که یاد آن لبخند ملایم او، درد جدایی را شیرین میکند. با نگاهی به معشوق، عشق و دل باختن به او لذیذ میشود و درد دل به نوعی درمان مییابد. همچنین، خون دل و سختیهای عشق را با زیباییهای معشوق مقایسه کرده و میگوید که همه این تجربهها در زندگی، با وجود تلخی، به نوعی لذت بخش و دلچسب هستند. در نهایت، شاعر به شیرینی کلام و سخن معشوق اشاره میکند که همچون شهدی شیرین و خوشمزه است.