نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰۸ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

رنگین سخنی چون کند از خامهٔ ما گل

باغ از گره غنچه دهد روی نما گل

در انجمن صحبت ما باغ و بهاریست

خاموشی ما غنچه، سخن سازی ما گل

بردار نقاب از رخ و بخرام به گلزار

تا از دل صدپاره شود پرده گشا گل

شیرازه چو اوراق خزان دیده نگیرد

ازگوشهٔ دستار تو تاگشت جدا گل

حسرت نگهانیم به بزم تو عجب نیست

چون شمع کند از مژه، داغ دل ما گل

در عشق به بی طاقتیم خرده نگیری

از دست غمت جامه جان کرده قبا گل

دلگیر حزین از اثر گریه و آهیم

یک غنچه نگردید درین آب و هوا گل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با زبانی زیبا و تصویرساز به توصیف عشق و احساسات انسانی می‌پردازد. او از گلی صحبت می‌کند که نماد زیبایی و عشق است و با اشاره به باغ و بهار، زیبایی و نشاط را به تصویر می‌کشد. صحبت‌های شاعر مثل غنچه‌ای است که به تدریج شکوفا می‌شود و خاموشی را به سخن تبدیل می‌کند. او می‌خواهد که معشوق نقاب خود را بردارد و به او جلوه‌ای نمایان کند، تا عشق و دل‌تنگی‌های نهفته دل او را آزاد کند. همچنین، شاعر از سختی‌های عشق و گریه‌های دلگیرش می‌گوید که در این فضا هیچ گلی نتوانسته بروید. به‌طور کلی، این شعر بیانگر عمق احساسات عاشقانه و دل‌تنگی است.