شمارهٔ ۷۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ستم، از ملک دل بیرون کند فرمانروایان را
ستمگر دشمن بیگانه سازد، آشنایان را
نماید دور بر کاهل قدم، نزدیکی منزل
ره خوابیده ای در پیش باشد، خفته پایان را
نمی گردد به مردم قدر مرد و مردمی روشن
به نامردان بیفتد کار اگر، مرد آزمایان را
کلید از چاره سازی، بستگی هرگز نمی بیند
نمی افتد گره در کار خود، مشکل گشایان را
به پای نخل حرص خود، چو منعم ارّه نگذارد
چو سوهان می زند، از چین پیشانی گدایان را
زیان، دنیا طلب از پهلوی پویندگی بیند
که رفتن دور می سازد، ره رو بر قفایان را
حسودان را سکوت ما، دهان یاوه گو بندد
ز خاموشی توان زد بخیه، این زخم نمایان را
نوای مختلف، چندانکه از تار جهات آید
بلند آوازه سازد، پردهٔ وحدت سرایان را
اگر حرفی از آن زلف مسلسل در میان آید
شب افسانه ام، هرگز نخواهد دید پایان را
به شرع زهد، حقّ خدمت شایسته ای دارم
که رهن باده کردم خرقه های پارسایان را
اگر می داشتم چون خار در سرپنجه، گیرایی
نمی دادم ز کف، دامان این گلگون قبایان را
ندارد لذّت شوربدگی در پی پشیمانی
جنون دندان نیفشارد به لب، زنجیر خایان را
حزین ، از لطف عشق سر فراز امّید آن دارم
که دور از آستان خود، نسازد جبهه سایان را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی ستم و ظلم و پیامدهای آن میپردازد. شاعر بیان میکند که ستمگران با ظلم خود آشنایان را دشمن میکنند و افرادی که تنبلی میکنند، از نزدیک شدن به منزلت باز میمانند. همچنین اشاره میشود که ارزش انسانها در جامعه توسط مردان آزمایششده شناخته نمیشود و افرادی که مشکلگشایند، نمیتوانند مشکل را حل کنند. شاعر نشان میدهد که حرص و طمع میتواند بر سر نوامیس و زندگی دیگران تأثیر منفی بگذارد و حسادت تنها به سکوت ما محدود میشود. در پایان، شاعر امید دارد که عشق و محبت هرگز فراموش نشود و او را از درگاه محبوبش دور نکند. در کل، شعر به وجدان، عشق و تبعات منفی ستم و حرص اشاره دارد.