نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷۱ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نگاه گرم آتشپاره ای برد اختیار من

بود در پنجه ی برق تجلّی، مشت خار من

شکوه بحر را در قطره گنجایی نمی باشد

نمی دانم چه سان گنجیده جانان در کنار من

جگرهای جراحت دیده را شور قیامت شد

سر زلفی به ناز افشانده گویی گلعذار من

به از جرم محبت نیست جرمی عشقبازان را

به خونم دست و تیغی سرخ کن، زیبا نگار من

به هر دل جلوه ای مستانه دارد سرو ناز تو

به هر سو یک جهان دیوانه داری، نوبهار من

نگاهت در کمین دارد کدامین زار خونین دل؟

کمان ناز را زه کرده ای، عاشق شکار من

حزین از روشنی با صبح محشر می زدی پهلو

اگر می بود زلفش را، غم شب های تار من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و زیبایی معشوق می‌پردازد. شاعر از احساسات و جراحت‌های قلبی ناشی از عشق سخن می‌گوید و به جذابیت و ناز معشوق اشاره می‌کند. او با استفاده از تصاویر زیبا و کنایه‌های عمیق، رشد و شکست‌های عواطف خود را به تصویر می‌کشد. در این متن، عشق به عنوان یک شور و شوق بزرگ توصیف می‌شود که با زیباترین جلوه‌ها و جنبه‌های آن همراه است، در حالی که شاعر به چالش‌ها و دردهای ناشی از این عشق نیز اشاره دارد.