شمارهٔ ۱۲۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پی برده هر که، وادیِ دل جلوه گاه کیست
داند که چاک سینهٔ ما شاهراه کیست
هر کوچه ز انتظار تو، تار نظاره ای ست
هر جاده در ره تو، گریبان پاره ای ست
چون موج، سرگران گذرم ز آب زندگی
در سایهٔ قد تو،که عمر دوباره ای ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به عمق عشق و انتظار اشاره میکند. او میگوید هر کسی که به درک واقعی عشق و دل برسد، میداند که چطور باید به قلب خود نزدیک شود. هر کوچه و جادهای که در جستجوی معشوق طی میشود، در واقع نشانهای از انتظار و longing است. همچنین، او با تشبیه زندگی به موجی در آب، نشان میدهد که در زیر سایه معشوقش، احساس زندگی دوبارهای دارد.