نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۷ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تپش سینهٔ ما، بانگ درایی دارد

جادهٔ نالهٔ ما راه به جایی دارد

فیضی از میکدهٔ چشم تو برده ست مگر

جام آیینه، می هوش ربایی دارد

زیر تیغ تو به من دولت جاوید رسید

سایه گویا به سرم، بال همایی دارد

طبع وحشی سخنان، می رمد از هر طرفی

فهم هر مصرع ما، فکر جدایی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف احساسات عمیق و ناگفته‌ای می‌پردازد که ناشی از عشق و دلتنگی است. تپش قلب شاعر نشانه‌ای از تلاش برای رسیدن به عشق است و جاده‌ای که در آن ناله می‌کند، به جایی ختم نمی‌شود. چشم معشوق او را مسحور کرده و شادابی همیشگی را به او بخشیده است. در عین حال، سایه‌ای از عشق بر او افتاده و به او احساس جاودانگی می‌دهد. شاعر با طبعی آزاد، سخنانش را بیان می‌کند اما هر مصرع به نوعی حسی از جدایی و فاصله را منتقل می‌کند.