نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۶ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

سپند آتش خویشم، کسی دوا چه کند؟

به بی قراری من صبر بی نوا چه کند؟

حزین سوخته دل، می دهد به حسرت جان

زمانه عهد شکن، یار بی وفا چه کند؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این چهار خط شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه‌ای است. شاعر از سوز و آتشی در دلش سخن می‌گوید که هیچ کس نمی‌تواند آن را درمان کند. او از بی‌قراری و صبر ناتوانش می‌نالد و به حسرت جانش اشاره می‌کند. در نهایت، به بی‌وفایی و شکستن عهد از سوی محبوبه‌اش نیز اشاره می‌کند و می‌پرسد که در برابر این همه سختی و ناامیدی، زمانه چه کاری می‌تواند انجام دهد.