شمارهٔ ۱۸ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
نبرده لذت دیدار دلگشای تو را
غلط به آینه، هر کس کند صفای تو را
به رهگذار تو صید کرشمه هاست دلم
که ناز نرگس لیلی ست، نقش پای تو را
گداخت ناله من، آشنا و بیگانه
خبر نشد دل بیگانه آشنای تو را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به زیبایی و دلنشینی دیدار معشوق اشاره میکند و بیان میکند که هیچکس نمیتواند لذت این دیدار را وصف کند. دل شاعر در پی جاذبهها و زیباییهای معشوق است و هر نالهاش، سواء از آشنا و بیگانه، گویای عشق و ارادت اوست. در نهایت، اشاره میکند که دل بیگانهها از زیبایی و سحر معشوق بیخبر است.