شمارهٔ ۲۰۷ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مداوای جنون از دیده بیخواب میآید
کز او دایم به گوش من، صدای آب میآید
شبی در بزم بیسامان من ای همنشین، بنشین
چراغ داغ من کافیست، تا مهتاب میآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان تجربهای از جنون و بیخوابی میپردازد. شاعر از صدای آب که به گوشش میرسد سخن میگوید و از همراهش میخواهد که در بزم بیسامان او بنشیند. او احساس میکند که فقط با چراغی که دارد، میتواند شب را روشن کند و به نوعی امید به آمدن روشنایی (مهتاب) را در دل داشته باشد.