نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۶ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

در بهاری که مرا بال و پرافشانی بود

بی تو گل در نظرم، لالهٔ پیکانی بود

من بتخانه نشین را ز چه رو کرد خراب

کفر زلف تو، که آشوب مسلمانی بود؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به درد جدایی از محبوبش اشاره می‌کند. او در بهاری که پر از زیبایی و زندگی بوده، به خاطر نبودن معشوق، گل‌ها نیز برایش بی‌معنا و مانند تیغی تیز به نظر می‌رسند. شاعر از اینکه به بتخانه (مکان عشق) خود ضربه‌ای زده شده و به همین خاطر دچار سردرگمی و آشفتگی شده، ابراز تأسف می‌کند. زلف معشوقش برای او، نوعی کفر و حیرت ایجاد کرده که نشان‌دهنده عشق عمیق اوست.