شمارهٔ ۲۳۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
کنون ز تربتم ای شوخ، سرگران مگذر
به شمع کشتهٔ خود آستین فشان مگذر
مباد توده ی خاکسترم به باد دهی
ز خاک سوخته ات، آتشین عنان مگذر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر از کسی میخواهد که از روی قبر او نگذرد و دلش را نشکند. او درخواست میکند که به یاد او و خاطرش، آستین خود را نچرخاند و همچنین هشدار میدهد که مبادا خاکستر او را به باد دهند، زیرا از خاک سوختهی او شعلهای آتشین به پا خواهد خواست. در واقع، شاعر به اهمیت یاد و خاطرهاش اشاره کرده و برای آن ارزش قائل است.