شمارهٔ ۲۵۷ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
غبار گشتم و سرگشته وار می گردم
هنوز گرد سر انتظار می گردم
به این فسردگی، از هجر گلعذارانم
اگر خزان بگذارد، بهار می گردم
ترحمی،که چو پروانه ی برون از بزم
به گرد کوی تو، امّیدوار می گردم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از حالتی غمگین و سرگشته سخن میگوید. او به انتظار کسی نشسته و در این حالت به دور خود میگردد. دلش نسبت به فراق معشوق دچار افسردگی است و آرزو دارد که اگر پاییز از بین برود، دوباره بهار را تجربه کند. شاعر به آرزوی خود مانند پروانهای اشاره میکند که به عشقش نزدیک میشود و در کوی محبوبش امیدوارانه میچرخد.