شمارهٔ ۲۹۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
لخت دل با سینه از اشک مدام آمد برون
این کباب آخر ز آتشخانه، خام آمد برون
گشت با زخم نمایان، سینهٔ صبح آشنا
شب که تیغ نالهٔ من، از نیام آمد برون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر با بیان احساس عمیق خود، از رنج و درد عاشقانه سخن میگوید. او بیان میکند که دلش به شدت ناراحت است و اشکها به طور مکرر از چشمانش میریزد. او این احساس عمیق را به یک کباب تشبیه میکند که از آتش بیرون آمده است. همچنین، او اشاره میکند که سپیدهدم، زخمهایش را که به وضوح نمایان شده، پذیرفته است و شب را به تیغ نالهاش تشبیه میکند که از جای خودش بیرون آمده است. به طور کلی، شاعر غم و اندوه عمیق خود را در این ابیات به تصویر میکشد.