نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۲ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای که بر دیدهٔ اغیار خرامی داری

یک ره، از ناز نگفتی که غلامی داری

از خمار من خونابه گسارت چه غم است؟

تو که از لعل لب خویش، مدامی داری

مثل خاصان نشماری من دل سوخته را

آخر ای ابر کرم، رحمت عامی داری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به معشوقی اشاره دارد که با زیبایی و ناز خود در نظر دیگران می‌درخشد، اما هیچ گاه از محبت و وفاداری‌اش سخن نمی‌گوید. شاعر از او می‌پرسد که آیا از درد و خون‌ریزی او نگران نیست، چون او همیشه از زیبایی خود بهره‌مند است. در نهایت، شاعر خود را مانند دیگران نادیده می‌انگارد و از معشوق می‌خواهد که با کرم و رحمت عمومی‌اش به او نیز توجه کند.