شمارهٔ ۳۴ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
از آن روزی که گم کردم، سراغ آرمیدن را
نشان جاده دانم، موج دریای تپیدن را
به هر گلشن که بگشایم لب رنگین نوا، بلبل
کند نازکتر از گل، پرده گوش شنیدن را
نسازد شهربند عقل، صید حلقهٔ دامم
غزالان یاد دارند از من مجنون رمیدن را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر از گم کردن آرامش و سرنوشت خود سخن میگوید. او به دنبال نشانهای از جادهای است که دریای تپش قلبش را نشان میدهد. در هر باغ و گلشن که وارد میشود، صدای بلبلان را میشنود که نازکتر از گلها به آواز میخوانند. همچنین، او اشاره دارد که عقل و منطق نمیتوانند او را از عشق و جنون دور کنند، زیرا یاد غزالان عاشق همیشه در ذهن اوست. این اشعار به تمایلات عمیق احساسی و جستجوی عشق و آرامش اشاره دارند.