شمارهٔ ۷۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات ناتمام / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تیغ نگه افتاده گران قاتل ما را
یارای تپیدن نبود، بسمل ما را
در طینتم آن مهر و وفایی که سرشتند
خشت سر خم می کند آخر، گل ما را
امّیدم از آن چشم سیه، بود نگاهی
دردا که تغافل کده کردی دل ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان درد و رنج خود میپردازد. او میگوید که دردی که او را به قتل رسانده، بسیار سنگین است و به اندازهای طاقتفرساست که دیگر توان تپیدن ندارد. او از عشق و وفای درون خود سخن میگوید که به گونهای در وجودش نهادینه شده است، اما این وفا به زوال رفته و او را ویران کرده است. امید او به چشمان کسی بوده که اکنون دیگر اعتنایی به او ندارد و این بیتوجهی دلش را میشکند.