بخش ۱۴ - خطاب به پادشاه در قبول صلح و ترک ستیز و اندرزی چند از حِکم حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / فرهنگ نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
چو دشمن دَرِ صلح زد، در پذیر
مبادا به خصمی شود ناگزیر
ز خصم ار بسی دیده باشی گزند
به رویش دَرِ آشتی را مبند
به نیروی خود، سخت گیری مکن
رسا شد چو دستت، دلیری مکن
بسا دیده باشی که مور حقیر
زند پنجه با مغز شیر دلیر
بسی صعوه، در چشم شاهین و خاد
زند چنگ، چون کار با جان فتاد
اگر صلح خصم، از زبونی بود
به افتاده، پیکار دونی بود
وگر دوست گشته ست خود یار توست
سزاوار یاری، ز پیکار توست
نظام جهان گر نسازد ضرور
بود جنگ، جهل و فساد و غرور
جهاد از پی راحت عالم است
وگر نه، چه کین با بنی آدم است؟
به جنگ ار نبندد کمر، عقل و رای
چه خصمی کند کس به خلق خدای؟
چو عضوی شود گنده، باید برید
وگرنه، کند عضو دیگر پلید
چنین است حَدِّ سیاست بدان
به کف تیغ داری، به حکمت بران
هوا و هوس را مکن پیروی
که بختت جوان باد و دولت قوی
در آسایش خلق یزدان بکوش
مشو نیش، تا می توان گشت نوش
رسوم خدایی چو ندهی رواج
کلاه گدایی ست بهتر ز تاج
نباشد گرت پند ما، دلپذیر
حصیر فقیری، به است از سریر
تو دانی که در سروری رنجهاست
چنین رنج ها، نز پی گنج هاست
کشد رنج، بخرد به امّید خیر
وگرنه چه حاصل از این کهنه دیر؟
نماند کسی در جهان دژم
ولی نام نیکش بماند عَلَم
که دارد همان کهنه پیر جهان
به نیکی جوان، نام نوشیروان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی موضوعاتی مانند صلح، دشمنی، سیاست و اخلاق میپردازد. شاعر از اهمیت توجه به عواقب دشمنی حتی در زمان صلح صحبت میکند و توصیه میکند که نسبت به خصمهای خود آشتی جویانه رفتار کنیم. وی به این نکته اشاره دارد که اگر صلح نتیجه ضعف دشمن باشد، نباید به آن اعتماد کرد. همچنین بیان میکند که جنگ باید ناشی از جهل و فساد باشد و هدف آن باید حل مشکلات و تامین آسایش مردم باشد. شاعر هشدار میدهد که پیروی از هوای نفس میتواند به سقوط در مشکلات بینجامد و بر اهمیت حفظ عزت و نیکنامی تاکید میکند. او همچنین به این نکته اشاره دارد که در رهبری، مسئولیتها و رنجهای زیادی نهفته است و در نهایت، فقط نیکنامی انسانها باقی میماند. در این راستا، به نام نیک نوشیروان اشاره میکند که نماد حکمت و عدالت است.