نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۸ - در صفت خاموشی گوید حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / فرهنگ نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

تو را تا نباشد گرانمایه ای

به از خامشی، نیست پیرایه ای

نداری زبان سخن گستری

چرا مستمع را، جگر می خوری؟

به گفتار، ضایع مکن خویش را

مشوران دل حکمت اندیش را

حزین، ار چه گفتار در شان توست

سخن، کار کلک زبان دان توست

خمش کن، که گوهر شناسنده نیست

بهای خزف ریزه و دُر یکی ست

ستاینده خواهد نیوشنده ای

تو بیهوده تا چند، کوشنده ای؟

ز داننده، کم گفتن اکنون نکوست

جهان پر ز نادان بسیار گوست

گذشتند یاران معنی گرای

چو رهرو نبینی مجنبان درای

نهفتن سخن را ز نابخردان

صواب است، مگشای بیجا زبان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد سخن گفتن بیهوده و بی‌محتوا پرداخته و تأکید می‌کند که تا زمانی که فردی دانش و بصیرت کافی ندارد، صحبت کردن او بی‌فایده است. شاعر هشدار می‌دهد که خاموشی بهتر از گفتار بی‌معناست و می‌گوید: اگر کسی درک لازم را ندارد، نباید خود را در معرض قضاوت دیگران قرار دهد. همچنین، اشاره می‌کند که دنیا مملو از افراد نادانی است که فقط صحبت می‌کنند، اما بر ارزش واقعی سخن و اهمیت دانایی تأکید دارد. در نهایت، شاعر به نیکوکاری در انتخاب کلمات و شیوه بیان اشاره می‌کند و توصیه می‌نماید که باید در برابر نادانان از بیان بی‌مورد خودداری کرد.