نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰ - حکایت درآیین فتوّت و شیوهٔ مروّت حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / خرابات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

شنیدم که عیسی علیه السلام

خری داشتی کاهل و سست گام

به روزی نکردی دو فرسنگ طی

خر از مردمی کی شود تند پی؟

قضا را نبودش شبی میل آب

دل عیسوی از غم وی به تاب

ابا شغل طاعات و طول نماز

دوام نیاز و مناجات و راز

در آن شب نیارست آسوده بود

شنیدم دوصد نوبت آبش نمود

حواری تعجّب کنان از شگفت

فضولانه پرسید و پاسخ گرفت

که گر تشنه باشد خر بی زبان

چه سازد؟ که را آورد ترجمان؟

مروّت نباشد که روز دراز

کشد بار و ماند به شب تشنه باز

شود آتش جوری انگیخته

به خاک، آبرو گرددم ریخته

نباید شدن غافل از کار او

حوالت به ما رفته، تیمار او

حزین، از روش های نیک اختران

جوانمردی آموز و دل نِه بر آن

ز جام مروّت، شرابی بزن

دل خفته را مشت آبی بزن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

داستانی در مورد عیسی علیه‌السلام و خرش روایت شده است که خر به خاطر ضعف و سستی‌اش، نمی‌تواند مسیری دو فرسنگی را طی کند. عیسی به این وضعیت خر غمگین است و در شب نمی‌تواند آرام بخوابد، زیرا دلش برای خر می‌سوزد. یکی از حواریون از او می‌پرسد که خر بی‌زبان چه کند و عیسی جواب می‌دهد که در چنین شرایطی مروت و انسانیت ایجاب نمی‌کند که او را در روزهای طولانی بار بکشد و شب از تشنگی رنج ببرد. در نهایت، عیسی به یادآوری اهمیت نیک‌خواهی و جوانمردی می‌پردازد و تشویق می‌کند که به دیگران کمک کنیم و دل‌ها را با محبت و اقدام نیک گرم کنیم.