نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸ - حکایت در محافظت حال و مراقبت مآل حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / خرابات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

یکی بار دل در گل افتاده ای

سخن راند در خبث آزاده ای

سخن چین، حدیثش، به آزاده گفت

نگر تا چه سان گوهر راز سفت

که بگذار بیهوده گفتار را

به کج نغمه، مگشای منقار را

مرا هست در پیش، راهی شگرف

به صد حیرتم غرق و دریاست ژرف

به ساحل اگر بخت شد رهنمون

و زین لجه، رخت من آمد برون

ندارم ز بد گفتنش هیچ باک

کجا گیرد آلودگی، جان پاک؟

وگر برنیاید سبویم درست

شود رشته ها پنبه و کار سست

از آنم نکوتر نگوید کسی

سزاوار ناخوشترم زان بسی

حزین، سیرت رهروان یادگیر

سراسر حدیث جهان بادگیر

تو را با خود افتاده، آموزگار

به نیک و بد کس مبر روزگار

حریفان دغلباز و ره پیچ پیچ

مبادا که فرصت ببازی به هیچ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به بیان مشکلات و چالش‌های زندگی می‌پردازد. شاعر از دل‌مشغولی‌ها و آزمایش‌های دشوار سخن می‌گوید و به انسان یادآوری می‌کند که باید از گناه و سخن چینان دوری کند. او همچنین بر اهمیت پاکی روح و نگرانی درباره بدگویی‌ها تأکید می‌کند و خود را به یادگیری از سختی‌ها و تجربیات زندگی ترغیب می‌کند. در نهایت، شاعر به ذهنیت مثبت در برابر سختی‌ها و دوری از رفاقت‌های مکار و فریبنده اشاره می‌کند و از خواننده می‌خواهد که فرصت‌های ارزشمند زندگی را از دست ندهد.