بخش ۱۶ - حکایت از تاریخ دهقان در صعوبت صحبت احمقان حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / خرابات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
رقم کرده با نوک کلک دبیر
به نامه، جهاندیده دهقان پیر
که از عهد شیث و کیومرث و جم
چنین است رسم ملوک عجم
که چون خشم گیرند بر عاقلان
نشانندشان همسرِ جاهلان
غضب چون نمایند بر بخردی
به زندان کنند اندرش با ددی
نه آن دد که مردم دری کار اوست
همان دد که از مردم سفله خوست
بتر زین نباشد عذابی الیم
که با احمقی همسر افتد حکیم
کریمی که جفت لئیمان شود
برو سختی مردن آسان شود
ازین است کز سرور کاینات
جهان معانی، علیه الصّلات
چنین است فرمان که باشد سه تن
سزای ترحّم، به دور زمَن
عزیزی که چرخش به خواری کشد
توانگر که از فقر تلخی چشد
سیم بخردی کز جفای سپهر
شود سُخرهٔ جاهل دیو چهر
خدای کرم گستر ذوالجلال
نیوشندهٔ راز و دانای حال
مرا زین سه محنت رهایی دهد
وزین بستگی، دلگشایی دهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره وضعیت نامناسب و ظلمی است که بر عاقلان و خردمندان میرود. شاعر اشاره میکند که در زمانهای قدیم، هنگامی که حاکمان عصبانی میشوند، عاقلان را با جاهلان میآمیزند و در زندان میبرند. این وضعیت بدتر از هر عذابی است چون حکیم در نزد احمق قرار میگیرد. شاعر از خداوند درخواست میکند که او را از این مشکلات و رنجهای سهگانه رهایی بخشد و به او آرامش دهد. در کل، شعر نگاهی به ظلم و بیعدالتی در جامعه و تأثیر آن بر خردمندان دارد.