نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۷ - در نوائب زمان و معاتبهٔ سفلگان گوید حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / خرابات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

به عهدی که طبعم نوا ساز بود

سریر نیم نغمه پرداز بود

حماری به دعوی دهن بازکرد

ز خر خانه ای عرعر آغاز کرد

چو سنبل برآشفت کلک دبیر

که منکر صداییست، صوت الحمیر

چو خر دعوی نکته سنجی کند

ورق زشت، چون روی زنجی کند

چها می کند سفله پرور جهان؟

الی الله اشکو کروب الزمان

به جایی رسیده ست ادراک و هش

که خر نغمه سنج است و بلبل خمش

مرا پنجهٔ شیرگیر قلم

بر آن شد که نایش بپیچد به هم

بدرّد بر اندام، چرم خبیث

روانش بنالد که اَینَ المغیث

سر مار را کوفتن طاعت است

ز رَه خار و خس روفتن حکمت است

چو کژدم گذاری فراغت چمد

تن آسایی از خلق یزدان بَرد

ولیکن نیارست طبع غیور

که سرپنجه بازد به خفاش کور

نزیبد که در گیر و دار سگان

شود رنجهه بازوی شیر ژیان

مرا خامه شیر است، بل اردشیر

که افکنده در مغز گردون صریر

به جایی که گردن فرازی کند

سر خصم با نیزه بازی کند

چو گردد علم کاویانی درفش

رخ مدعی چیست؟ زرد و بنفش

چنین است هنجار گردون پیر

که با بلبلان، زاغ سنجد صفیر

تغافل کند خامه ام تن زده

که بی بانگ خر نیست این خرکده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بخش از شعر به نقد و سرزنش اوضاع اجتماعی و فکری زمانه می‌پردازد. شاعر با استفاده از نمادهایی مثل خر و بلبل، به مقایسه انسان‌های نادان و دانا می‌پردازد و به این نکته اشاره می‌کند که در دنیای امروز، نادانی و ناهماهنگی در تفکرات به حدی رسیده که خر، خود را به بلبل و نغمه‌سرا می‌زند. شاعر با ناله از این وضعیت ناپسند، به طبع غیور خویش می‌بالد که در برابر این بی‌نهایت‌سازی ادعاهای نادرست، واکنش نشان می‌دهد. در نهایت، او ناراحتی و تلخی ناشی از نادانی اطرافیان را ابراز می‌کند و به بی‌صدایی و بی‌توجهی به حقیقت در جامعه انتقاد می‌کند.