بخش ۳ - فی النعت حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / مطمح الانظار / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
ای گهرافروز وجود از نخست
از تو کتاب الله معنی درست
خاتم این نادره وش محضری
فاتحه و خاتمهٔ دفتری
نور ازل طلعت غرای توست
طور، شبستانی حرای توست
جودی، اگر مرحله پیما شود
خاک رَهِ وادی بطحا شود
زندگی آموز مسیحا دمت
چشمهٔ حیوان نمی از زمزمت
غایت ایجادی و مقصود کل
اصل وجود همه خار و تو گل
مخزن علمیّ و کمال عمل
مشرق نوری و جمال ازل
مایه ور، از بحر سخایت سحاب
سایه نشین علمت آفتاب
خاک رهت ناصیه سای ملک
عدل تو معمار بنای فلک
سرمه کش دیدهٔ امید و بیم
گلشن ایجاد به خلق عظیم
شمع رخت انجمن افروز دل
داغ غمت برق هوس سوز دل
پیش لوای صف پیغمبران
پیش عطای کف دریادلان
خاک رهت جبهه تسلیمها
جزیه ده فقر تو اقلیمها
می برم از دولت ارشاد تو
طاعت ابن عم و اولاد تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش و توصیف وجود مقدس یک فرد میپردازد که او را منبع نور و علم میداند. او را به عنوان کتاب الهی و خاتم انبیا معرفی میکند و از او به عنوان هدف خلقت و کمال عملی یاد میکند. وجود او را همچون نور ازلی و منبع حیات وصف میکند و نسبت به مقام او حسرت و شوق دارد. شاعر همچنین از تأثیرات روحانی و معنوی آن فرد بر زندگی مردم سخن میگوید و او را شمعی میداند که دلها را روشنی میبخشد. در نهایت، شاعر با ابراز امیدواری و عشق به این شخصیت، تسلیم او و تعهد به راهش را اعلان میکند.