نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱ - مثنوی ودیعهٔ البدیعه که حزین آن را به تقلید از حدیقهٔ سنایی در هفتاد سالگی سروده است حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / ودیعة البدیعه / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

کلّ ما فی الوجود لیس سواه

وحده لا اله الّا الله

دیده گر مغز بیند و گر پوست

رقم آفریدگاری اوست

شجر طور هستی، انسان شد

جلوه گاه جمال سبحان شد

آن شجر را زبان چو بار آمد

وقت توحید کردگار آمد

متعالی ز وصمت اطلاق

متجلی در انفس و آفاق

ازلش تا ابد دو تا نبود

ابدش از ازل جدا نبود

اوّل و آخر است از اسمایش

لیک واحد بود مسمّایش

وحدت او منزه از عددی

بی شریکی ست معنی احدی

ذاتش آیینهٔ تجلی علم

علم او درگشای جوهر حلم

لامکان آفرین، مکان گستر

کبریایش ازین و آن برتر

نقش هستی ز کلک او نقطی

مدّ صنعش کشیده است خطی

در حقیقت عدم شماری نیست

نقطه و خط جز اعتباری نیست

لوح توحید اوست ساده ز حرف

مغز حرف است این حدیث شگرف

حرف و صوت انفعال و او ذاتی ست

هر چه گوییم، باد پیماییست

لب کج نغمه، نیست دستان زن

دم فروبسته، یا زبان الکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بیان مفهوم توحید و یگانگی خداوند می‌پردازد. بر اساس آن، تنها حقیقت موجود، خداوند است و همه چیز از او نشأت گرفته و به او باز می‌گردد. خداوند در تمام وجود تجلی دارد و هر چیزی نشان دهنده صفات و جمال اوست. وجود انسان و هستی به معنای یک شجره است که نمایانگر زیبایی خداوند است. این اثر در بیان توحید، از دوگانگی و جدایی صحبت نمی‌کند و می‌گوید که خداوند در عین بودن اول و آخر، واحد و یگانه است. صفات او از قبیل علم و حکمت نیز در تمام موجودات تجلی دارد. در نهایت، همه آنچه ما به‌عنوان وجود درک می‌کنیم، تنها اعتباراتی است که به وسیله خداوند بافته شده و حقیقت وجود فراتر از این تعابیر است.