نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۸ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / ودیعة البدیعه / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

غفلت از خویش داشت بی خبرت

ما کشیدیم پرده از نظرت

این زمان چشم تیزبین داری

پرتو صبح راستین داری

هرچه در پرده داشتی پنهان

جان کتاب الله است، ناطق از آن

نقش بربسته ایم کار تو را

کرده در دامنت ثمار تو را

نسخه کردیمت آشکار و ضمیر

نه صغیری برون از آن، نه کبیر

هرچه خودکشتهای به بار آید

خرمن کشت درکنار آید

متبدل نگشته کشته کس

جو ز جو روید و عدس ز عدس

خارخاری به باغ گل ندهد

شاخ گل هم، ز حدّ خود نجهد

انقلاب حقایق است محال

خودکتابی و می گشایی فال

صد ره ار فال برزنی کم و بیش

خود به فال خود آیی ای درویش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به موضوع شناخت و وقوف بر حقیقت خود اشاره دارد. شاعر به فردی که غافلانه از خود و حقیقت وجودیش بی‌خبر است، می‌گوید که ما پرده‌ها را کنار زدیم تا او با حقیقت آشنا شود. او اکنون با وجود نوری تازه، می‌تواند به حقیقت درونش نگاه کند. تمامی آنچه که در پنهانی وجود داشته، همگی به کلام خداوند مربوط می‌شود. شاعر به او یادآوری می‌کند که تمام عمل‌ها و نتایج به خود او برمی‌گردد و هر چیزی که از زمین می‌روید، مانند محصولات طبیعی، به گونه‌ای مستقل و در چارچوب خود رشد می‌کند. به عبارتی، تغییر در واقعیت‌ها محال است و هر فرد باید خود را بشناسد و به درون خودش رجوع کند. در نهایت، شاعر خطاب به درویش می‌گوید که اگر به فال بزند، باید خود را در آینه آن بیابد و با حقیقت خود مواجه شود.