بخش ۹ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / ودیعة البدیعه / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
صورت از عارض است بر مرآت
نیست تبدیلی از جمیع جهات
در بر آیینه راکه صورت اوست
حس گمان می برد که عارض روست
لیک داند خرد که عارض نیست
این اثر هم به فرض فارض نیست
نیست قائم به سطح آینه آن
نه به عمق وی آن کند سریان
عکس و آیینه نسبتی دارند
ربط عاری ز کلفتی دارند
حس توهم کند که آن صورت
عارض آینه ست، بی شبهت
غلط وهم، از حد افزون است
شبهاتش ز حصر بیرون است
عاقلی لفظ عارض ارگوید
رَهِ مقصود معنوی پوید
عکس آیینه ای که مفروض است
کی قیام عرض به معروض است؟
نسبتی خاص در میان آمد
از خفا، عکس در عیان آمد
صورت، آیینه را نفرساید
جز نمایندگی نیفزاید
در حصول و زوالش آیینه
با جمال و کمال دیرینه
زین نمط عین ثابت است وجود
یافت چون نسبتی، شود موجود
نسبت، امکان شناس و استعداد
فهو الکلّ مبدأ و معاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفهوم صورت و عارض در آینه میپردازد. شاعر اشاره میکند که این صورت، عارض است و تغییرپذیری ندارد. او توضیح میدهد که آینه تنها نمایانگر صورتهاست و خود به تنهایی عارض نیست. حس انسان گمان میبرد که آنچه در آینه میبیند، واقعی است، اما عقل میداند که آن فقط نمایندگی است، نه واقعیت. اصل صورت و وجود آینه یک نسبت خاص دارد که از آنجا نمایان میشود. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که هستی و وجود ثابت است و همه چیز در نسبت با آن به وجود میآید، که نه فقط به صورت ظاهری بلکه در عمق معنا نیز صدق میکند.