نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ - و له ایضا حیدر شیرازی

حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دوش، آغوش و بر و بوس و کناری داشتم

تا به هنگام سحر در بر نگاری داشتم

اختیارم باده خوردن بود و آغوش و کنار

از برای آنکه در دست اختیاری داشتم

شاهدی شوخی شگرفی شکری شیرین لبی

دلبری سنگین دلی سیمین عذاری داشتم

عیش می کردم به شادی، باده می خوردم به کام

غم نمی خوردم که در بر غمگساری داشتم

گاه لعلش بوسه دادم، گه کشیدم در برش

گاه با درج عقیقش کار و باری داشتم

کوری چشم رقیبان و حسودان تا به صبح

در بر و آغوش، یاری و چه یاری داشتم

همچو حیدر بنده بودم، پادشه می خواندمش

زآن به گوش جان ز زلفش گوشواری داشتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از لذت‌های عشق و باده‌نوشی سخن می‌گوید. او لحظاتی خوشایند را در آغوش معشوقه‌اش توصیف می‌کند و از آزادی و اختیار خود در این عشق یاد می‌کند. شاهدی زیبا و دلبر همراهش است که او را شاداب و سرزنده نگه می‌دارد. شاعر بی‌خیال از غم‌ها و حسد دیگران در عشق و خوشی غرق شده و به عشقش افتخار می‌کند، همان‌طور که یک بنده به پادشاه خود ارادت و عشق می‌ورزد.