شمارهٔ ۱۰ - و له ایضا حیدر شیرازی
حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
حسبة لله عزیزان یار من باز آورید
دل ز دستم می رود، دلدار من باز آورید
از سر راه وفا از غایت لطف و کرم
تا شود غمخوار من، غمخوار من باز آورید
آن طبیب دل که یاقوتش دوان جان بود
از برای این دل بیمار من باز آورید
آن بت مه پیکر خورشید روی زهره چشم
مشتری وارش سوی بازار من باز آورید
خاک پای مرکبش کآن کحل بینایی بود
از برای چشم گوهربار من باز آورید
ساقیان سیم تن! زآن آتشین آبم دهید
باشد آبی را به روی کار من باز آورید
همچو حیدر در جهان دیوانه گردم روز و شب
تا به پیش من پری رخسار من باز آورید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر عواطف و آرزوهای عمیق خود را نسبت به محبوبش بیان میکند. او از دوستانش میخواهد که محبوب را به او برگردانند و دلش را که در فقدان او رنجور است، تسکین دهند. شاعر به زیبایی و ویژگیهای خاص محبوبش اشاره میکند و خواهان قربانی کردن هر چیزی برای دیدن اوست. او میخواهد که عشق و محبت دوباره در قلبش زنده شود و به همین خاطر از همه درخواست دارد تا او را به محبوبش نزدیک کنند. پیام کلی شعر، longing و عشق عمیق به محبوب است.