شمارهٔ ۴ - و له ایضا حیدر شیرازی
حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سرو آزاد که در باغ نشانند او را
بندهٔ قامت رعنای تو خوانند او را
آن جهاندار جهان نام جهان از بر من
به جهانی ز کف من بجهانند او را
ندهندش به همه ملک جهان یک سر موی
به همه ملک جهان گر بستانند او را
یا درآرند نگارین به سلامت بر من
یا سلام من مسکین برسانند او را
خواست تا پیش من آید نفسی از در غیب
چون درآید که همه کس نگرانند او را
خوانم الحمد و به اخلاص به رویش بدمم
گر به نزدیک من سوخته خوانند او را
حیدر از کوی وصال تو به جایی نرود
گر به شمشیر فراق تو برانند او را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و محبوبیت معشوق اشاره میکند و میگوید نشانهها و خصوصیات او باعث شده است که همه به ستایش او بپردازند. او به وضوح بیان میکند که معشوق برای او ارزشمندتر از تمامی دنیا و نعمتهای آن است. شاعر از جدایی و فاصلهاش با معشوق ابراز ناراحتی میکند و بر این نکته تأکید دارد که حتی در شرایط سخت، عشق او به معشوق تغییر نخواهد کرد. در نهایت، خلق این شعر بیش از هر چیز نشاندهنده عشق عمیق و وفاداری شاعر به محبوبش است.