شمارهٔ ۵۹ - مجارات حیدر شیرازی
حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای روز روشنت ز شب تیره در حجاب
وی زیر سایه بان سر زلفت آفتاب
دست قضا ز آیت خوبی به کلک صنع
بنوشت گرد آتش رویت خطی چو آب
گه ماه تام در دل شب می شود نهان
گه پیچ زلف در بر خط می رود به تاب
باشد به زیر دامن شب، دل فروز روز
دارد به جیب ابر سیه، ماهتاب تاب
سطری نبشت بر مه تابان ز گرد عود
خطی کشید بر گل خندان ز مشک ناب
ای خط جان فزای تو جان بخش مرد و زن
وی زلف دلربای تو دلبند شیخ و شاب
زلفت به کار خسته دلان می زند گره
خطت به خون سوختگان می کند شتاب
رخسار مه به مشک سیه کرده ای نهان
یا پیش گل ز سنبل تر بسته ای نقاب؟
شاها! ز حیدر ار بستانی خطی به خون
چون بنده از درت نگریزد به هیچ باب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذبه معشوق میپردازد. شاعری با استفاده از تصاویری زیبا از شب و روز، آفتاب و ماه، به خوبی و جلوههای ظاهری معشوق اشاره میکند. در آن، زلف و چهره معشوق به عنوان نمادهای عشق و جذابیت معرفی شدهاند و تأثیر عمیق این زیبایی بر دلها و جانها بیان شده است. نثر شاعرانه نشاندهنده عشق و شیدایی به معشوق است و در نهایت، شاعر از قدرت عشق و زیبایی معشوق در زندگی انسانها سخن میگوید.