نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷ - و له ایضا حیدر شیرازی

حیدر شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

الا ای سرو نسرین بر! که سنبل بر سمن داری

خطا در طره ی پرچین، حبش گرد ختن داری

ز برگ گل به رنج آیی چرا گل در سمن پوشی

ازین به جامه دربر کن که بس نازک بدن داری

می از لعل تو می نوشم که در مستی شکر بخشی

دل از زلف تو می جویم که در گیسو شکن داری

تویی لیلی که چون مجنون هزاران خسته دل کشتی

تویی خسرو که چون شیرین هزاران کوهکن داری

مگر در زلف شبرنگش گذر کردی که مشکینی

الا ای باد نوروزی که بوی یار من داری

قمر در شام و خور در دام و شب بر بام و لب می فام

شکر در کام و می در جام و گل در پیرهن داری

شکر شیرین، قمر رنگین، گهر پروین، نظر جان بین

سپر پرچین، خطا در چین، حبش گرد ختن داری

شب پیچان، رخ جانان، در و مرجان، حیات جان

خط ریحان، گل خندان، بهار و نسترن داری

شکر می پوش و گل در جوش و لب خاموش و من مدهوش

روان در نوش و دُر در گوش و گوهر در دهن داری

میانت کس نمی بیند کمر گردش چه می بندی؟

دهانت هست ناپیدا، کجا جای سخن داری؟

چو در گلزار رخسارت غبار خط محقق شد

به ریحان نسخ کن عنبر که سنبل بر سمن داری

در اصفاهان حسینی وار با عشاق در نوروز

دل حیدر به چنگ آور که خود وجه حسن داری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند. او از ویژگی‌های ظاهری و دلربایی معشوق می‌گوید و او را با گل‌ها، می و دیگر زیبایی‌های طبیعت مقایسه می‌کند. همچنین، از احساس شگفت‌انگیز عشق و مستی ناشی از آن صحبت می‌کند و به ارزش‌های معنوی و روحی آن اشاره می‌نماید. با تصاویری زیبا از گل و می، دلنوشته‌ای عاشقانه خلق کرده است که نشان‌دهنده توجه عمیق و ارادت او به محبوبش است. در نهایت، شاعر به یادآوری لحظات خاص و شیرین در کنار معشوق می‌پردازد و عشق را به‌عنوان دلیلی برای زندگی و سرشار از شادابی توصیف می‌کند.